اجتماع

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّه لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

اجتماع

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّه لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

اجتماع

انسان در میان تمامى جانداران موجودى است که باید اجتماعى زندگى کند و این مطلب احتیاج به بحث زیاد ندارند چرا که فطرت تمامى افراد انسان چنین است یعنى فطرت تمام انسانها این معنا را درک مى کند و تا آنجا هم که تاریخ نشان داده هر جا بشر بوده،اجتماعى زندگى مى کرده است.
اجتماع انسانى مانند سایر خواص روحى انسان و آنچه که مربوط به او است از روز آغاز پیدایش به صورت کامل تکون نیافته تا کسى خیال کند که اجتماع نمو و تکامل نمى پذیرد نه در کمالات مادى و نه در کمالات معنوى بلکه اجتماعى شدن انسان هم مانند سایر امور روحى و ادراکیش دوش به دوش آنها تکامل پذیرفته هر چه کمالات مادى و معنویش بیشتر شده اجتماعش نیز سامان بیشترى به خود گرفته است.
هیچ شکى نیست در اینکه اسلام تنها دینى است که بنیان خود را بر اجتماع نهاده و این معنا را به صراحت اعلام کرده و در هیچ شاءنى از شؤ ون بشرى مساءله اجتماع را مهمل نگذاشته است.
* وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا *
وبلاگ گروهی اجتماع مشتاقانه منتظر نظرات و مقالات شما عزیران خواهد بود.

آخرین نظرات
  • ۶ مرداد ۹۴، ۰۱:۲۸ - محمد مهدی تهرانی
    خدا قوت

عصبیت

اگر حب دنیا پیدا کنیم

«عصبیّت» یعنی إسلامى که قالب دارد و قلب ندارد (یعنی اسلامِ أموی)، این یک مسأله است!
یعنی کربلا را جبهه کفر درست نکرد، بلکه جبهه عصبیّت درست کرد!
پس دوتا اسلام روبروی هم بودند؛ یکی اسلامِ قلبى با حُبّ خدا، یکی هم اسلام قالبی با حُبّ دنیا!
مگر عمرسعد چه می‌خواست؟! خودتان می‌دانید عمر سعد دنیا را می‌خواست. پس «اسلامِ قالبیِ أموی» ، قلبش حُبّ دنیاست، و «اسلامِ قلبیِ علوى» قلبش حُبّ خداست.

ببینید عصبیّت یعنی چه؛
حالا همین امام وسط صحنه کربلا آمده‌است، می‌گوید: مردم! اگر این آب را به من نمی‌دهید، این طفل را ببرید آبش بدهید و بیاورید. آنها آن طفل را هم می‌کشند!!
اگر کافر بودند، کار به اینجا نمی‌رسید، چرا؟ چون کفر، در کفرِ خودش مغرور نیست. ولی عصبیّت، در اسلامیتِ خودش مغرور است! برای همین هم شما در زیارت عاشورا به «عصبیّت» لعنت می‌کنید.( اللّهُمَّ ألْعَنِ «الْعِصَابَةَ» الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَیْن)

یعنی «اسلام انحرافی» از کفر هم خطرناک‌تر است.


لذا، کربلا باید بدن من و شما را بلرزاند! مطمئن باشید اگر حُبّ دنیا پیدا کردید، اگر تزکیه نکردید، اگر اسلامتان «قلبى» نشد، اگر نتوانستید با خدا معاشقه داشته‌ باشید، در جبهه‌گیری ‌هایی که در جامعه حتماً به وجود می‌آید، در جبهه «عصبیّت» قرار خواهید گرفت.
پس کربلا غذای جان امروزِ ماست. در صحنه‌های جامعه، همیشه جبهه‌هایی شامل حق و باطل هست. ولی نمایش مطلق جبهه حق و باطل در کربلاست، تا ما خودمان را از طریق آن ارزیابی کنیم.
اگر شما عمل‌زده بشوید، و اگر عزاداری اباعبدالله فقط صوری بشود، و هیچ خلوتی هم با خدا نداشته‌ باشید، و هیچ نافله‌ای هم نخوانید، و با این همه آسیب، آنوقت بازهم امید داشته باشید که در این جبهه ی عصبیّت قرار نگیرید، در اینحال [آن امید بدون پشتوانه] یک آرزوی محال است!
اصلاً جبهه اباعبدالله (علیه‌السلام) یعنی در عصبیّت قرار نگرفتن، که البته با تأسّی به «روحِ حسینی» چنین امیدی برای شما هست، ان‌شاءالله.

منبع:
جزوه «عصبیّت؛ انگیزه مبارزه با امام حسین (ع)
اصغر طاهرزاده

پاتوق بچه شیعه ها

نظرات (۱)

تحلیلی زیبا و تذکری به جا بود!!!
البته کفر هم ازین کارا کم نمی کنه مثل الان اتفاقاتی که توی فلسطین میافته و ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی